شمس الدين محمد بن محمود آملي

254

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

اگر كسى خود را در خانهء بيند كه در نداشته باشد از معاصى توبه كند و اگر خانه از زر بيند به آتش بسوزد . و اگر از آهن بيند دليل درازى عمر بود سرا زن بود و حيله و مكر نيز باشد از جهت زنى ناودان همسايه بود با منفعت اندك ، رباط دنيا باشد پل مردى بزرك بود كه بوسيله او به مقصود رسد . آستان زنى باشد و قيم سرا خشت پخته مرد منافق بود . خشت خام هر خشتي هزار درم بود و سرا نيز باشد . گل مرد مكار باشد . اگر بيند كه در خانه به گل نقش مىكند در آنجا گفتگو و خصومت بود سقف مردى بلند قدر باشد اگر بيند كه سقفى بر او افتاد از مرد بزرگى ترسى رسد يا غايبى كه بمنزله قيم سرا بود باز آيد نعمتى حاصل شود . چوب خانه قيم سرا بود . نردبان كارهاى خير بود چون نماز و روزه و صدقه اگر بيند كه به نردبان مىرود در كار دين درجه بزرك يابد دكان بر در سرا دولت بود . اگر خود را بر دكانى نشسته بيند عزتي و مرتبتى عظيم يابد طاق زن باشد مستراح خزينه . تنور زن پير باشد در سرا قيم و كدخداى خانه بود و درهاى خانه زنان باشند و در نو زن بكر گشاده شدن درها روزى بود بسته شدن بضد آن اگر بيند كه بسرائى ميرود بر خصم غالب شود : « ادخلوا الباب فاذا دخلتموه فانكم غالبون » حلقه در حاجب و رسول بود اگر كسى در سراى خود را دو بيند زنش نابكار بود و آستانه در زن بود . كليد دان كسى بود كه دخل و خرج سرا با او باشد دروازه مردى بزرك باشد كه مصالح شهر يا ده به او تعلق دارد و بازار دنيا بود تنگى و فراخى او به همان نسبت . گرمابه اگر بيند كه در گرمابه غسل مىكند از غم و انديشه باز آيد و اگر